خرید بک لینک

سلااام.خیلی مخلصیم. شرمنده یه 1روزی وقفه افتاد تو انتشار مطلب.امسال محرم رو مهمون خدمت مقدس سربازی هستیم و مراسم هارو اینجا تو پادگان برگزار میکنیم.خیلی هم خوبه.تجربه جدیدیه.هم باحال و هم اینکه شما با چیزای جدیدی آشنا میشید. از این حرفا که بگذریم میرسیم به مبحث شیرین مرخصی. یه چند روزی هست که یه شیفت مرخصی بگیرم و یه استراحتی به خودم بدم. حالا موندم برای عاشورا 20 مهر بگیرم که هم عاشوراست و هم فوتبال میده یا اینکه یه روز دیگه رو انتخاب کنیم.راستیتش پاییز که اومدش خیلی حس خوبی به آدم میده. من به شخصه از این یه فصل خیلی خوشم میاد. اصلا زمستونم دوست دارم. برف و سرما!!! :-)متاسفانه یا خوشبختانه خیلی از ماها تو این فصل پاییز خاطره داریم.خاطرات خوب و بد. شاد و غمگین. بعضی وقتا بیاد گذشته میکنم میبینم چه حس خوبی وبد اون روزا. زیر بارون. خیس میشدیم. راه میرفتیم.وقتی از دانشگاه برمیگشتم تو خیابون ماشینی نبود که نگه داره تا سوار بشی. مجبور بودی یه قسمتی از راه رو پیاده بری.تااا اینکه یه بنده خدایی دلش بسوزه واست ترمز بزنه و سوارت کنه. یه تازه عروس و دوماد سوارت کنن و توی اون سرما و بارون یه چایی داغ بریزن برات. توم از ترس اینکه تله باشه و خفت شی نخوری!!! خوب چیه آدم نباید ریسک کنه دیگه. :-) ولی از گرمای چایی استفاده کردیم و لذت بردیم. وقتی هم که پیاده میشی وکرایه رو میخوای بدی میگه نمیخواد.واسمون دعا کن! دیدم اصرار میکنم قبول نمیکنه منم کنار اومدم با قضیه و کرایه رو ندادم.ولییییی وقتی پیاده شدم چایی رو خوردم! :-)

یادش بخیر. شاد باشید . <3

برچسب: نویسنده: آرین باقری تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 7:01

صفحه بندی